عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 501غزل شمارهٔ 501شاعر: عطاروزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ونامدمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش از وثاق دلبری سرمست بیرون آمدمهیچم نبود از خود خبر تا بی خبر چون آمدم2نقل کریںدستم چو از نیرنگ او آمد به زیر سنگ اوبر چهرهٔ گلرنگ او چون لاله در خون آمدم3نقل کریںگاهی ز جان بی جان شدم گاهی ز دل بریان شدمهر لحظه دیگر سان شدم هر دم دگرگون آمدم4نقل کریںدر فرقت آن نازنین گشتم همه روی زمینگویی نبودم پیش ازین عاشق هم اکنون آمدم5نقل کریںچون نیستی اندر عیان، در نیستی گشتم نهانتا هرچه دیدم در جهان از جمله بیرون آمدم6نقل کریںاز فقر رو کردم سیه عطار را کردم تبهرفعت رها کردم به ره از خویش بیرون آمدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدمعاشق لعل شکربارش گهر پوش آمدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 500اگلی نظمرفتم به زیر پرده و بیرون نیامدمتا صید پردهبازی گردون نیامدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 502آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدمعاشق لعل شکربارش گهر پوش آمدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 500
اگلی نظمرفتم به زیر پرده و بیرون نیامدمتا صید پردهبازی گردون نیامدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 502