عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 193غزل شمارهٔ 193شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: انبردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنام وصلش به زبان نتوان بردور کسی برد ندانم جان برد2نقل کریںوصل او گوهر بحری است شگرفره بدو مینتوان آسان برد3نقل کریںدوش سرمست درآمد ز درمتا قرار از من سرگردان برد4نقل کریںزلف کژ کرد و برافشاند دلمبرد شکلی که چنان نتوان برد5نقل کریںدل من تا که خبر بود مراراه دزدیده بدو پنهان برد6نقل کریںزلف چوگان صفتش در صف کفرگوی از کوکبهٔ ایمان برد7نقل کریںاز فلک نرگس او نرد دغاقرب صد دست به یک دستان برد8نقل کریںذرهای پرتو خورشید رخشآفتاب از فلک گردان برد9نقل کریںلمعهای لعل خوشاب لب اورونق لاله و لالستان برد10نقل کریںگفتم ای جان و جهان جان عزیزکس ازین بادیهٔ هجران برد11نقل کریںگفت جان در ره ما باز و بدانکآن بود جان که ز تو جانان برد12نقل کریںدل عطار چو این نکته شنیدجان بدو داد و به جان فرمان برد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق تو به سینه تاختن بردوآرام و قرار من ز من بردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 192اگلی نظمدرد من از عشق تو درمان نبردزانکه دلم خون شد و فرمان نبردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 194آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدرد من از عشق تو درمان نبردزانکه دلم خون شد و فرمان نبردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 194