عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 194غزل شمارهٔ 194شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: اننبردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدرد من از عشق تو درمان نبردزانکه دلم خون شد و فرمان نبرد2نقل کریںدل که به جان آمدهٔ درد توستدرد بسی برد که درمان نبرد3نقل کریںجان نبرم از تو من خستهدلکانکه به تو داد دل او جان نبرد4نقل کریںهر که پریشان نشد از زلف توبویی از آن زلف پریشان نبرد5نقل کریںتا به ابد گمره جاوید ماندهر که به تو راه ز پیشان نبرد6نقل کریںپاکبری تا دو جهان در نباختآنچه که میجست ز تو آن نبرد7نقل کریںپاک توان باخت درین ره که کسدست درین راه به دستان نبرد8نقل کریںگرچه به سر گشت فلک قرنهایک نفس این راه به پایان نبرد9نقل کریںچرخ چو از خویش نیامد به سرواقعهٔ عشق تو پی زان نبرد10نقل کریںکی ببرم وصل تو دست تهیهیچ ملخ ملک سلیمان نبرد11نقل کریںآه که اندر ظلمات جهانمردهدلی چشمهٔ حیوان نبرد12نقل کریںتا که نشد مات فرید از دو کوننرد غم عشق تو آسان نبرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنام وصلش به زبان نتوان بردور کسی برد ندانم جان بردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 193اگلی نظمهرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمیبردوآنچه نشانپذیر نی، این سخن آن نمیبردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمهرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمیبردوآنچه نشانپذیر نی، این سخن آن نمیبردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195