عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 642غزل شمارهٔ 642شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: رداشتنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکافری است از عشق دل برداشتناقتدا در دین به کافر داشتن22نقل کریںدر ملا تحقیق کردن آشکاردر خلا دین مزور داشتن33نقل کریںاز برون گفتن که شیطان گمره استوز درونش پیر و رهبر داشتن44نقل کریںچون درآید تیرباران بلادر هزیمت دامن تر داشتن55نقل کریںکار مردان چیست بیکار آمدنپس به هر دم کار دیگر داشتن66نقل کریںخاک ره بر خود نمایان ریختنخویشتن را خاک این در داشتن77نقل کریںغرقهٔ این بحر گشتن ناامیدوانگهی امید گوهر داشتن88نقل کریںدست بر سر پای در گل آمدنخشت بالین، خاک بستر داشتن99نقل کریںدام تن در راه معنی سوختنمرغ جان بیبال و بیپر داشتن1010نقل کریںهر سری کان از تو سر برمیزنداز برای تیغ و خنجر داشتن1111نقل کریںچون فلک خورشید را بر سر کشیدکی تواند پای بر سر داشتن1212نقل کریںپای بر سر نه که اینجا کافری استسر برای تاج و افسر داشتن1313نقل کریںهمچو عطار این سگ درنده رازهر دادن یا مسخر داشتن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنیست ره عشق را برگ و نوا ساختنخرقهٔ پیروز را دام ریا ساختنعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 641اگلی نظمبندگی چیست به فرمان رفتنپیش امر از بن دندان رفتنعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 643◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنیست ره عشق را برگ و نوا ساختنخرقهٔ پیروز را دام ریا ساختنعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 641