عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 20غزل شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ارتہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای شکر خوشهچین گفتارتسرو آزاد کرد رفتارت22نقل کریںبس که طوطی جان بزد پر و بالز اشتیاق لب شکر بارت33نقل کریںخار در پای گل شکست هزارز آرزوی رخ چو گلنارت44نقل کریںهر شبی با هزار دیده سپهرمانده در انتظار دیدارت55نقل کریںلعل از جان بشسته دست به خونشده مبهوت جزع خونخوارت66نقل کریںنرگس تر که ساقی چمن استحلقه در گوش چشم مکارت77نقل کریںهرکه را از هزار گونه جفادل ببردی بهجان گرفتارت88نقل کریںبحر از آن جوش میزند لب خشککه بدیدست در شهوارت99نقل کریںآسمان میکند زمین بوستزانکه سرگشته گشت در کارت1010نقل کریںگشت دندان عاشقان همه کندزانکه بس تیز گشت بازارت1111نقل کریںبر دل و جان من جهان مفروشکه به جان و دلم خریدارت1212نقل کریںبر بناگوش توست حلقهٔ زلفحلقه در گوش کرده عطارت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبعد جوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدتترک کن این چاه و زندان گر جهان میبایدتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19اگلی نظمتا به عمدا ز رخ نقاب انداختخاک در چشم آفتاب انداختعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 21◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبندهوار آمدم به زنهارتکه ندارم سلاح پیکارتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبعد جوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدتترک کن این چاه و زندان گر جهان میبایدتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19