عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406غزل شمارهٔ 406شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یدهبازصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل ز دلبران جهانت گزیده بازپیوسته با تو و ز دو عالم بریده باز2نقل کریںخورشید کز فروغ جمالش جهان پر استهر روز پیش روی تو بر سر دویده باز3نقل کریںهر شب سپهر پردهٔ زربفت ساختهرویت به دست صبح به یکدم دریده باز4نقل کریںبدری که در مقابل خورشید آمدستاز خجلت رخت به هلالی رسیده باز5نقل کریںدر پای اسب خیل خیال تو آفتابزربفت هر شبانگهیی گستریده باز6نقل کریںاز شوق ابروی و رخ تو ماه ره نوردصد ره تمام گشته و صد ره خمیده باز7نقل کریںگر زاهد زمانه ببیند جمال تواز دامن تو دست ندارد کشیده باز8نقل کریںچون از برای روی تو خون میخورد دلمآن خون از آن نهاد به روی و به دیده باز9نقل کریںلعل شکر فروش تو بخشیده یک شکرعطار را ز دست مشقت خریده باز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق تو مرا ستد ز من بازوافگند مرا ز جان و تن بازعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 405اگلی نظمهر که زو داد یک نشانی بازماند محجوب جاودانی بازعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 407آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور