عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 407غزل شمارهٔ 407شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انیبازصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که زو داد یک نشانی بازماند محجوب جاودانی باز2نقل کریںچون کس از بی نشان نشان دهدتیا تو هم چون دهی نشانی باز3نقل کریںمرده دل گر ازو نشان طلبدگو ز سر گیر زندگانی باز4نقل کریںچون جمالی است بی نشان جاویدنتوان یافت جز نهانی باز5نقل کریںارنی گر بسی خطاب کنیبانگ آید به لنترانی باز6نقل کریںمن گرفتم که این همه پردهشود از مرکز معانی باز7نقل کریںچون تو بیگانه وار زیستهایچون ببینی کجاش دانی باز8نقل کریںپس رونده که کرد دعوی آنکرستهام از جهان فانی باز9نقل کریںخود چو در ره فتوح دید بسیماند از اندک از معانی باز10نقل کریںگرچه کردند از یقین دعویهمه گشتند بر گمانی باز11نقل کریںهر که را این جهان ز راه ببردنبود راه آن جهانی باز12نقل کریںتو اگر عاشقی به هر دو جهانننگری جز به سرگرانی باز13نقل کریںجان مده در طریق عشق چنانکه ستانی اگر توانی باز14نقل کریںخود ز جان دوستی تو هرگز جانندهی ور دهی ستانی باز15نقل کریںگر چو پروانه عاشقی که به صدقپیش آید به جان فشانی باز16نقل کریںچه بود ای دل فرو رفتهخبری گر به من رسانی باز17نقل کریںتا کجایی چه میکنی چونیاین گره کن به مهربانی باز18نقل کریںگر ز عطار بشنوی تو سخنراه یابد به خوش بیانی باز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل ز دلبران جهانت گزیده بازپیوسته با تو و ز دو عالم بریده بازعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406اگلی نظمهر که سر رشتهٔ تو یابد بازدرش از سوزنی کنند فرازعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 408آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل ز دلبران جهانت گزیده بازپیوسته با تو و ز دو عالم بریده بازعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406