عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 407غزل شمارهٔ 407شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انیبازصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر که زو داد یک نشانی بازماند محجوب جاودانی باز22نقل کریںچون کس از بی نشان نشان دهدتیا تو هم چون دهی نشانی باز33نقل کریںمرده دل گر ازو نشان طلبدگو ز سر گیر زندگانی باز44نقل کریںچون جمالی است بی نشان جاویدنتوان یافت جز نهانی باز55نقل کریںارنی گر بسی خطاب کنیبانگ آید به لنترانی باز66نقل کریںمن گرفتم که این همه پردهشود از مرکز معانی باز77نقل کریںچون تو بیگانه وار زیستهایچون ببینی کجاش دانی باز88نقل کریںپس رونده که کرد دعوی آنکرستهام از جهان فانی باز99نقل کریںخود چو در ره فتوح دید بسیماند از اندک از معانی باز1010نقل کریںگرچه کردند از یقین دعویهمه گشتند بر گمانی باز1111نقل کریںهر که را این جهان ز راه ببردنبود راه آن جهانی باز1212نقل کریںتو اگر عاشقی به هر دو جهانننگری جز به سرگرانی باز1313نقل کریںجان مده در طریق عشق چنانکه ستانی اگر توانی باز1414نقل کریںخود ز جان دوستی تو هرگز جانندهی ور دهی ستانی باز1515نقل کریںگر چو پروانه عاشقی که به صدقپیش آید به جان فشانی باز1616نقل کریںچه بود ای دل فرو رفتهخبری گر به من رسانی باز1717نقل کریںتا کجایی چه میکنی چونیاین گره کن به مهربانی باز1818نقل کریںگر ز عطار بشنوی تو سخنراه یابد به خوش بیانی باز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل ز دلبران جهانت گزیده بازپیوسته با تو و ز دو عالم بریده بازعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406اگلی نظمهر که سر رشتهٔ تو یابد بازدرش از سوزنی کنند فرازعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 408◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل ز دلبران جهانت گزیده بازپیوسته با تو و ز دو عالم بریده بازعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406