عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 577غزل شمارهٔ 577شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: التبینمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمحلم نیست که خورشید جمالت بینمبو که باری اثر عکس خیالت بینم22نقل کریںکاشکی خاک رهت سرمهٔ چشمم بودیکه ندانم که دمی گرد وصالت بینم33نقل کریںصد هزاران دل کامل شده در کوی امیدخاک بوس در و درگاه جلالت بینم44نقل کریںهمچو پروانه پر و بال زنم در غم توگر شبی پرتو آن شمع جمالت بینم55نقل کریںجگرم خون شد از اندیشهٔ آن تا پس ازینجان و دل خون شود و من به چه حالت بینم66نقل کریںتو مرا دم به دم اندر غم خود میبینیمن زهی دولت اگر سال به سالت بینم77نقل کریںخاک پای تو شدم خون دلم پاک مریزنی بخور خون دل من که حلالت بینم88نقل کریںگر دهد شرح غمت خاطر عطار بسینشوم هیچ ملول و نه ملالت بینم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین دل پر درد را چندان که درمان میکنمگوییا یک درد را بر خود دو چندان میکنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 576اگلی نظمچشم از پی آن دارم تا روی تو میبینمدل را همه میل جان با سوی تو میبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 578◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںیارب، آن روز بیابم که جمالت بینمچند بر یاد جمالت به خیالت بینمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1364◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین دل پر درد را چندان که درمان میکنمگوییا یک درد را بر خود دو چندان میکنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 576
اگلی نظمچشم از پی آن دارم تا روی تو میبینمدل را همه میل جان با سوی تو میبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 578
یارب، آن روز بیابم که جمالت بینمچند بر یاد جمالت به خیالت بینمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1364