عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 141غزل شمارهٔ 141شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انازکهجویمتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای بی نشان محض نشان از که جویمتگم گشت در تو هر دو جهان از که جویمت22نقل کریںتو گم نهای و گمشدهٔ تو منم ولیکنایافت یافت مینتوان ، از که جویمت33نقل کریںدل در فنای وحدت و جان در بقای صرفمن گمشده درین دو میان از که جویمت44نقل کریںپیدا بسی بجستمت اما نیافتماکنون مرا بگو که نهان از که جویمت55نقل کریںچون در رهت یقین و گمانی همی رودای برتر از یقین و گمان از که جویمت66نقل کریںدر بحر بی نهایت عشقت چو قطرهایگم شد نشانِ من ، به نشان از که جویمت77نقل کریںتا بو ، که بویی از تو بیابد ، دلم چو جانبیرون شد از زمان و مکان از که جویمت88نقل کریںدر جست و جوی تو دلم از پرده اوفتادای در درون پردهٔ جان از که جویمت99نقل کریںعطار اگرچه یافت به عین یقین توراای بس عیان به عین عیان از که جویمت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالتشیر و شکر مزیده از چشمهٔ زلالتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140اگلی نظمای چو چشم سوزن عیسی دهانتهست گویی رشتهٔ مریم میانتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 142◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالتشیر و شکر مزیده از چشمهٔ زلالتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140