صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 316

غزل شمارهٔ 316

شاعر: عطار

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ارمیروند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
آنها که در حقیقت اسرار می‌روند
سرگشته همچو نقطهٔ پرگار می‌روند
22
هم در کنار عرش سرافراز می‌شوند
هم در میان بحر نگونسار می‌روند
33
هم در سلوک گام به تدریج می‌نهند
هم در طریق عشق به هنجار می‌روند
44
راهی که آفتاب به صد قرن آن برفت
ایشان به حکم وقت به یکبار می‌روند
55
گر می‌رسند سخت سزاوار می‌رسند
ور می‌روند سخت سزاوار می‌روند
66
در جوش و در خروش از آنند روز و شب
کز تنگنای پردهٔ پندار می‌روند
77
از زیر پرده فارغ و آزاد می‌شوند
گرچه به پرده باز گرفتار می‌روند
88
هرچند مطلقند ز کونین و عالمین
در مطلقی گرفتهٔ اسرار می‌روند
99
بار گران عادت و رسم اوفکنده‌اند
وآزاد همچو سرو سبکبار می‌روند
1010
چون نیست محرمی که بگویند سر خویش
سر در درون کشیده چو طومار می‌روند
1111
چون سیر بی نهایت و چون عمر اندک است
در اندکی هر آینه بسیار می‌روند
1212
تا روی که بود که به بینند روی دوست
روی پر اشک و روی به دیوار می‌روند
1313
بی وصف گشته‌اند ز هستی و نیستی
تا لاجرم نه مست و نه هشیار می‌روند
1414
از ذات و از صفات چنان بی صفت شدند
کز خود نه گم شده نه پدیدار می‌روند
1515
از مشک این حدیث مگر بوی برده‌اند
بر بوی آن به کلبه عطار می‌روند
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنند

رو با خدا کنند و جهان را قفا زنند

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 315

اگلی نظم

دل ز جان برگیر تا راهت دهند

ملک دو عالم به یک آهت دهند

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آمد بهار وخلق به گلزار می روند

دیوانگان به دامن کهسار می روند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4230

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00