عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 316غزل شمارهٔ 316شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ارمیروندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآنها که در حقیقت اسرار میروندسرگشته همچو نقطهٔ پرگار میروند22نقل کریںهم در کنار عرش سرافراز میشوندهم در میان بحر نگونسار میروند33نقل کریںهم در سلوک گام به تدریج مینهندهم در طریق عشق به هنجار میروند44نقل کریںراهی که آفتاب به صد قرن آن برفتایشان به حکم وقت به یکبار میروند55نقل کریںگر میرسند سخت سزاوار میرسندور میروند سخت سزاوار میروند66نقل کریںدر جوش و در خروش از آنند روز و شبکز تنگنای پردهٔ پندار میروند77نقل کریںاز زیر پرده فارغ و آزاد میشوندگرچه به پرده باز گرفتار میروند88نقل کریںهرچند مطلقند ز کونین و عالمیندر مطلقی گرفتهٔ اسرار میروند99نقل کریںبار گران عادت و رسم اوفکندهاندوآزاد همچو سرو سبکبار میروند1010نقل کریںچون نیست محرمی که بگویند سر خویشسر در درون کشیده چو طومار میروند1111نقل کریںچون سیر بی نهایت و چون عمر اندک استدر اندکی هر آینه بسیار میروند1212نقل کریںتا روی که بود که به بینند روی دوستروی پر اشک و روی به دیوار میروند1313نقل کریںبی وصف گشتهاند ز هستی و نیستیتا لاجرم نه مست و نه هشیار میروند1414نقل کریںاز ذات و از صفات چنان بی صفت شدندکز خود نه گم شده نه پدیدار میروند1515نقل کریںاز مشک این حدیث مگر بوی بردهاندبر بوی آن به کلبه عطار میروند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنندرو با خدا کنند و جهان را قفا زنندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 315اگلی نظمدل ز جان برگیر تا راهت دهندملک دو عالم به یک آهت دهندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآمد بهار وخلق به گلزار می رونددیوانگان به دامن کهسار می روندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4230◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنندرو با خدا کنند و جهان را قفا زنندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 315