عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 323غزل شمارهٔ 323شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآنچه نقد سینهٔ مردان بودزآرزوی آن فلک گردان بود22نقل کریںگر از آن یک ذره گردد آشکارهر دو عالم تا ابد پنهان بود33نقل کریںدر گذر از کون تا تاب آوریخود که را در کون تاب آن بود44نقل کریںآن فلک کان در درون عاشق استآفتاب آن رخ جانان بود55نقل کریںگر فرو استد ز دوران این فلکآن فلک را تا ابد دوران بود66نقل کریںنور این خورشید اگر زایل شودنور آن خورشید جاویدان بود77نقل کریںزود بیند آن فلک و آن آفتابهر که را یک ذره نور جان بود88نقل کریںوانکه نور جان ندارد ذرهایتا بود در کار خود حیران بود99نقل کریںچند گویی کین چنین و آن چنانتا چنینی عمر تو تاوان بود1010نقل کریںکی بود پروای خلقش ذرهایهر که او در کار سرگردان بود1111نقل کریںپای در نه راه را پایان مجویزانکه راه عشق بیپایان بود1212نقل کریںعشق را دردی بباید بی قرارآن چنان دردی که بی درمان بود1313نقل کریںگر زند عطار بی این سر نفسآن نفس بر جان او تاوان بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق بی درد ناتمام بودکز نمک دیگ را طعام بودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 322اگلی نظمعشق را پیر و جوان یکسان بودنزد او سود و زیان یکسان بودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 324◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا کی از ما یار ما پنهان بود؟چشم ما تا کی چنین گریان بود؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106هر که را اندیشهٔ درمان بوددرد عشق تو برو تاوان بودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور