عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 164غزل شمارهٔ 164شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: نیچهسنجدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجدبا داو ششدر تو هر کم زنی چه سنجد2نقل کریںچون پنجههای شیران عشق تو خرد بشکستدر پیش زور عشقت تر دامنی چه سنجد3نقل کریںجایی که کوهها را یک ذره وزن نبودهیهات میندانم تا ارزنی چه سنجد4نقل کریںجایی که صد هزاران سلطان به سر درآینداندر چنان مقامی چوبکزنی چه سنجد5نقل کریںجانهای پاکبازان خون شد درین بیابانیک مشت ارزن آخر در خرمنی چه سنجد6نقل کریںچون پردلان عالم پیشت سپر فکندندبا زخم ناوک تو هر جوشنی چه سنجد7نقل کریںجان و دلم ز عشقت مستغرقند دایمدر عشق چون تو شاهی جان و تنی چه سنجد8نقل کریںچون ساکنان گلشن در پایت اوفتادندعطار سر نهاده در گلخنی چه سنجد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه به کویم گذرت میافتدنه به رویم نظرت میافتدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 163اگلی نظممرا با عشق تو جان درنگنجدچه از جان به بود آن درنگنجدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 165آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور