عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 163غزل شمارهٔ 163شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: رتمیافتدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنه به کویم گذرت میافتدنه به رویم نظرت میافتد2نقل کریںآفتابی که جهان روشن ازوستذرهٔ خاک درت میافتد3نقل کریںدر طلسمات عجب موی شکافزلف زیر و زبرت میافتد4نقل کریںدر جگردوزی و جان سوزی سختچشم پر شور و شرت میافتد5نقل کریںدر غمت بسته کمر بر هیچیدل من چون کمرت میافتد6نقل کریںآب گرمم به دهن میآیدچشم چون بر شکرت میافتد7نقل کریںشکری از تو طمع میدارمبه بیندیش اگرت میافتد8نقل کریںشکرت بیخطری نی و دلمبه خطا در خطرت میافتد9نقل کریںبیشتر میل تو جانا به جفاستیا جفا بیشترت میافتد10نقل کریںگر جفایی کنی و گر نکنینه به قصد است درت میافتد11نقل کریںدل عطار ازین بیش مسوزکه ازین بد بترت میافتد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر پرده ز خورشید جمال تو برافتدگل جامه قبا کرده ز پرده به در افتدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 162اگلی نظمدر زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجدبا داو ششدر تو هر کم زنی چه سنجدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 164آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر پرده ز خورشید جمال تو برافتدگل جامه قبا کرده ز پرده به در افتدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 162
اگلی نظمدر زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجدبا داو ششدر تو هر کم زنی چه سنجدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 164