عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 273غزل شمارهٔ 273شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: رنخواهمامدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق به سر نخواهم آمدبا دامن تر نخواهم آمد2نقل کریںبی خویش شدم چنان که هرگزبا خویش دگر نخواهم آمد3نقل کریںاز حلقهٔ عاشقان بی دلیک لحظه بدر نخواهم آمد4نقل کریںتا جان دارم ز عشق جانانیک ذره به سر نخواهم آمد5نقل کریںدر عشق چنان شدم که کس رازین پس به نظر نخواهم آمد6نقل کریںدر سوختگی چو آتشم منزین سوختهتر نخواهم آمد7نقل کریںچون نیست شدم مرا چه باک استگر خواهم وگر نخواهم آمد8نقل کریںپر سوخته بادم ار درین راهچون مرغ به پر نخواهم آمد9نقل کریںعطار مرا حجاب راه استبا او به سفر نخواهم آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر قعر جان مستم دردی پدید آمدکان درد بندیان را دایم کلید آمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 272اگلی نظمکارم از عشق تو به جان آمددلم از درد در فغان آمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 274آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر قعر جان مستم دردی پدید آمدکان درد بندیان را دایم کلید آمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 272