عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 613غزل شمارهٔ 613شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انمیزیمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمن نمیرم زانکه بی جان میزیمجان نخواهم چون به جانان میزیم22نقل کریںدر ره عشق تو چون جان زحمت استلاجرم بی زحمت جان میزیم33نقل کریںچون بلای خویشتن دیدم وجوداز وجود خویش پنهان میزیم44نقل کریںدر امید و بیم عشقت همچو شمعگاه خندان گاه گریان میزیم55نقل کریںهمچو غنچه از سر تر دامنیغرق خون سر در گریبان میزیم66نقل کریںروز و شب بر خشک کشتی راندهامگرچه دایم غرق طوفان میزیم77نقل کریںاز سر زلف تو اندیشم همهگرچه حالی را پریشان میزیم88نقل کریںماه رویا بر امید خلعتمبس برهنه این چنین زان میزیم99نقل کریںاز بر خود خلعت خاصم فرستزانکه بیتو ژنده خلقان میزیم1010نقل کریںاز برونم پردهٔ اطلس چه سودچون درون پرده عریان میزیم1111نقل کریںهمچو عطار از جهان فارغ شدهسر نهاده در بیابان میزیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما در غمت به شادی جان باز ننگریمدر عشق تو به هر دو جهان باز ننگریمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 612اگلی نظمای صدف لعل تو حقهٔ در یتیمعارض تو بی قلم خط زده بر لوح سیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 614◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمما در غمت به شادی جان باز ننگریمدر عشق تو به هر دو جهان باز ننگریمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 612
اگلی نظمای صدف لعل تو حقهٔ در یتیمعارض تو بی قلم خط زده بر لوح سیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 614