عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 612غزل شمارهٔ 612شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انبازننگریمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںما در غمت به شادی جان باز ننگریمدر عشق تو به هر دو جهان باز ننگریم22نقل کریںخوش خوش چو شمع ز آتش عشق تو فیالمثلگر جان ما بسوخت به جان باز ننگریم33نقل کریںهر طاعتی که خلق جهان کرد و میکنندگر نقد ماست جمله بدان باز ننگریم44نقل کریںسود دو کون در طلبت گر زیان کنیمما در طلب به سود و زیان باز ننگریم55نقل کریںگر عین ما شود همه ذرات کایناتیک ذره ما به عین عیان باز ننگریم66نقل کریںاسرار تو ز کون و مکان چون منزه استما تا ابد به کون و مکان باز ننگریم77نقل کریںچون شد یقین ما که تویی اصل هرچه هستدر پردهٔ یقین به گمان باز ننگریم88نقل کریںدر کوی تو دو اسبه بتازیم مردوارهرگز به مرکب و به عنان باز ننگریم99نقل کریںعطار چو کناره گرفت از میان ماما از کنار او به میان باز ننگریم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون زلف تاب دهد آن ترک لشکریمهندوی خویش کند هر دم به دلبریمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 611اگلی نظممن نمیرم زانکه بی جان میزیمجان نخواهم چون به جانان میزیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 613◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون زلف تاب دهد آن ترک لشکریمهندوی خویش کند هر دم به دلبریمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 611
اگلی نظممن نمیرم زانکه بی جان میزیمجان نخواهم چون به جانان میزیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 613