عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 614غزل شمارهٔ 614شاعر: عطاروزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: یمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای صدف لعل تو حقهٔ در یتیمعارض تو بی قلم خط زده بر لوح سیم2نقل کریںروح دهن مانده باز در سر زلفت مدامعقل میان بسته چست بر سر کویت مقیم3نقل کریںدر یتیم توام تا که درآمد به چشمچشمهٔ چشمم بماند غرقهٔ در یتیم4نقل کریںزین سر زلفت که هست مملکت جم توراستزانکه سر زلف توست بر صفت جیم و میم5نقل کریںچون سر زلف تو را باد پریشان کندجیم در افتد به میم، میم درافتد به جیم6نقل کریںتیره گلیم توام رشتهٔ صبرم متابچند زنی بیش ازین طبل به زیر گلیم7نقل کریںبرد لب لعل تو از بر عطار دلتا دل عطار ماند چون لب تو از دو نیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن نمیرم زانکه بی جان میزیمجان نخواهم چون به جانان میزیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 613اگلی نظمبر هرچه که دل نهاده باشیمدر مشرکی اوفتاده باشیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 615آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممن نمیرم زانکه بی جان میزیمجان نخواهم چون به جانان میزیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 613