عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 239غزل شمارهٔ 239شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اننمیرسدہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان در مقام عشق به جانان نمیرسددل در بلای درد به درمان نمیرسد2نقل کریںدرمان دل وصال و جمال است و این دو چیزدشوار مینماید و آسان نمیرسد3نقل کریںذوقی که هست جمله در آن حضرت است نقدوز صد یکی به عالم عرفان نمیرسد4نقل کریںوز هرچه نقدِ عالمِ عرفانست ، از هزارجزوی به کل گنبد گردان نمیرسد5نقل کریںوز صد هزار چیز که بر چرخ میرودصد یک به سوی جوهر انسان نمیرسد6نقل کریںوز هرچه یافت جوهر انسان ز شوق و ذوقبویی به جنس جملهٔ حیوان نمیرسد7نقل کریںمقصود آنکه از می ساقی حضرتشیک قطره درد درد به دو جهان نمیرسد8نقل کریںچندین حجاب در ره تو خود عجب مدارگر جان تو به حضرت جانان نمیرسد9نقل کریںجانان چو گنج زیر طلسم جهان نهادگنجی که هیچ کس به سر آن نمیرسد10نقل کریںزان می که میدهند از آن حسن قسم توجز درد واپس آمد ایشان نمیرسد11نقل کریںتو قانعی به لذت جسمی چو گاو و خرچون دست تو به معرفت جان نمیرسد12نقل کریںتا کی چو کرم پیله تنی گرد خویشتنبر خود متن که خود به تو چندان نمیرسد13نقل کریںخود را قدم قدم به مقامات بر پرانچندان پران که رخصت امکان نمیرسد14نقل کریںزیرا که مرد راه نگیرد به هیچ روییکدم قرار تا که به پیشان نمیرسد15نقل کریںچندین هزار حاجب و دربان که در رهندشاید اگر کسی بر سلطان نمیرسد16نقل کریںدر راه او رسید قدمهای سالکانوین راه بیکرانه به پایان نمیرسد17نقل کریںپایان ندید کس ز بیابان عشق از آنکهرگز دلی به پای بیابان نمیرسد18نقل کریںچندان به بوی وصل که در خود سفر کندعطار را به جز غم هجران نمیرسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهم بلای تو به جان بی قراران میرسدهم غم عشقت نصیب غمگساران میرسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 238اگلی نظمدر صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسدعشق تو ، خود عالمی ست ، عقل در آن نی رسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 240زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکارم ز دور چرخ به سامان نمیرسدخون شد دلم ز درد، به درمان نمیرسدحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 8هر ساغری به آن لب خندان نمیرسدهر تشنهلب به چشمه حیوان نمیرسدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4091عمری گذشت و نامهٔ جانان نمیرسددیری است پیک مصر به کنعان نمیرسدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4092آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهم بلای تو به جان بی قراران میرسدهم غم عشقت نصیب غمگساران میرسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 238
اگلی نظمدر صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسدعشق تو ، خود عالمی ست ، عقل در آن نی رسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 240
هر ساغری به آن لب خندان نمیرسدهر تشنهلب به چشمه حیوان نمیرسدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4091
عمری گذشت و نامهٔ جانان نمیرسددیری است پیک مصر به کنعان نمیرسدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4092