صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »بلبل نامه
  3. »بخش 6 - حکایت گفتن بلبل و عتاب کردن باغبان و عذر خواستن گل

بخش 6 - حکایت گفتن بلبل و عتاب کردن باغبان و عذر خواستن گل

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

شبی دور از لب و دندان اغیار

به دندان می‌گزیدم من لب یار

22

درآمد باغبان با گل همی‌گفت

بگو تا خود که بود امشب ترا جفت

33

نقاب از روی خوبت که کشیده است‌؟

لب و لعلت به دندان که گزیده است‌؟

44

دم باد صبا خوردی شکفتی

به دست هر کس و ناکس بیفتی

55

لبانم نیم شب تا روز تر کرد

نسیم آمد دهانم پر ز زر کرد

66

دهانم خون بلبل می‌مکیده است

از آن خون قطره‌ای بر لب چکیده است

77

مکن عهد و وفا‌داری فراموش

بیا چون جان شیرینم در آغوش

88

ترا چون من هزاران بنده باشد

که سر در پای تو افکنده باشد

99

مرا چون تو به عالم هیچ کس نیست

شکیبم از وصالت یک نفس نیست

1010

ترا بهتر ز من عاشق هزار است

مرا بی روی خوبت کار زار است

1111

لبانم خشک و چشمم اشگباران

زمین خشک را جان است باران

1212

همی ترسم ازین دوران گردون

که دون را نیک کرده نیک را دون

1313

به یک گردش که گرد خود بگردد

نظام کار نیک و بد بگردد

1414

ترا در کورهٔ آتش بسوزد

مرا آتش به دل در بر فروزد

1515

ترا باد خزان پژمرده دارد

مرا هجران تو افسرده دارد

1616

مبادا روز ما را روشنایی

شب وصل ترا روز جدایی

1717

مبادا بی وصالت روز ما خوش

که از هجران تو باشم بر آتش

1818

مبادا بی وصالت زندگانی

که تو هستی مراد جاودانی

1919

درین اندیشه بودند تا سحرگاه

نبودند از قضا آگه که ناگاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به گل بلبل همی گفت ای دل افروز

چراغ مهربانی را برافروز

عطار»بلبل نامه»بخش 5 - گفتار بلبل با گل و غنیمت دانستن وصال

اگلی نظم

سپاه روز روشن چون برآمد

قضا را ترک هجران بر سر آمد

عطار»بلبل نامه»بخش 7 - نصیحت گفتن باز بلبل را درآمدن بحضرت سلیمان علیه السلام و ملازمت شاه عادل عالم کردن

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور