صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »بلبل نامه
  3. »بخش 6 - حکایت گفتن بلبل و عتاب کردن باغبان و عذر خواستن گل

بخش 6 - حکایت گفتن بلبل و عتاب کردن باغبان و عذر خواستن گل

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شبی دور از لب و دندان اغیار

به دندان می‌گزیدم من لب یار

2

درآمد باغبان با گل همی‌گفت

بگو تا خود که بود امشب ترا جفت

3

نقاب از روی خوبت که کشیده است‌؟

لب و لعلت به دندان که گزیده است‌؟

4

دم باد صبا خوردی شکفتی

به دست هر کس و ناکس بیفتی

5

لبانم نیم شب تا روز تر کرد

نسیم آمد دهانم پر ز زر کرد

6

دهانم خون بلبل می‌مکیده است

از آن خون قطره‌ای بر لب چکیده است

7

مکن عهد و وفا‌داری فراموش

بیا چون جان شیرینم در آغوش

8

ترا چون من هزاران بنده باشد

که سر در پای تو افکنده باشد

9

مرا چون تو به عالم هیچ کس نیست

شکیبم از وصالت یک نفس نیست

10

ترا بهتر ز من عاشق هزار است

مرا بی روی خوبت کار زار است

11

لبانم خشک و چشمم اشگباران

زمین خشک را جان است باران

12

همی ترسم ازین دوران گردون

که دون را نیک کرده نیک را دون

13

به یک گردش که گرد خود بگردد

نظام کار نیک و بد بگردد

14

ترا در کورهٔ آتش بسوزد

مرا آتش به دل در بر فروزد

15

ترا باد خزان پژمرده دارد

مرا هجران تو افسرده دارد

16

مبادا روز ما را روشنایی

شب وصل ترا روز جدایی

17

مبادا بی وصالت روز ما خوش

که از هجران تو باشم بر آتش

18

مبادا بی وصالت زندگانی

که تو هستی مراد جاودانی

19

درین اندیشه بودند تا سحرگاه

نبودند از قضا آگه که ناگاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به گل بلبل همی گفت ای دل افروز

چراغ مهربانی را برافروز

عطار»بلبل نامه»بخش 5 - گفتار بلبل با گل و غنیمت دانستن وصال

اگلی نظم

سپاه روز روشن چون برآمد

قضا را ترک هجران بر سر آمد

عطار»بلبل نامه»بخش 7 - نصیحت گفتن باز بلبل را درآمدن بحضرت سلیمان علیه السلام و ملازمت شاه عادل عالم کردن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور