صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »بلبل نامه
  3. »بخش 2 - رفتن مرغان بحضرت سلیمان علی نبینا و آله و علیه السلام و شکایت نمودن از بلبل

بخش 2 - رفتن مرغان بحضرت سلیمان علی نبینا و آله و علیه السلام و شکایت نمودن از بلبل

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

شنیدستم که در دور سلیمان

که بُد دیو و پری او را بفرمان

22

نشسته بود روزی بر سر تخت

سعادت یاور و اقبال با تخت

33

شدند مرغان بدرگاه سلیمان

بر آورده ز دست بلبل افغان

44

بنالیدند چو نای و می زدند چنگ

گهی بر سر گهی بر سینهٔ تنگ

55

چو بگشادند همه منقار آمال

بسی بر خاک مالیدند پر و بال

66

ز بلبل جمله می‌کردند شکایت

همی گفتند هر یک در حکایت

77

هر آن رازی که در دل می‌نهفتند

سلیمان را یکایک باز گفتند

88

ز بلبل جمله می‌کردند شکایت

همی گفتند هر یک در حکایت

99

خطیب مرغها مرغی نزار است

نهاده منبرش بر شاخسار است

1010

لئیمی ترش روی و پر فغانست

ولیکن مرغکی شیرین زبانست

1111

نمی‌بندد دمی شیرین نفس را

نمی‌گیرد به چیزی هیچ کس را

1212

همیشه جامهٔ بی رنگ پوشد

ریا و زرق و هستی می‌فروشد

1313

به صد دستان زهر دستی سرآید

چوهنگام بهار و گل درآید

1414

چودیگی بر سر آتش به جوش است

نمی‌خسبد همه شب در خروش است

1515

همی‌نوشد شراب آب انگور

همی نالد به زاری همچو طنبور

1616

ز خامی می‌زند آن قلتبان خوش

که خام آوازه دارد پخته خاموش

1717

چو چشمش گرید آهش کلّه بندد

دهان گل بر او حالی بخندد

1818

قدش پست است و بانگش بس بلند است

خداوندا که او را حیله چنداست

1919

ندارد صبر و باشد بی قرار او

کند از شوق خود را آشکار او

2020

ندارد یک زمان ذوق و حضوری

ز درد عشق هست او ناصبوری

2121

نه بیند هیچ کس رخسارهٔ او

بجز گل کو بود غمخوارهٔ او

2222

وگر نه اختیار از دست بستان

بده ما را خلاص از دست مستان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به توفیق خدای صانع پاک

که دانش می‌دهد بر ملک و افلاک

عطار»بلبل نامه»بخش 1 - بسم الله الرحمن الرحیم

اگلی نظم

ز مرغان چون سلیمان قصه بشنید

بتندید و ببالید و بجوشید

عطار»بلبل نامه»بخش 3 - فرستادن سلیمان(ع) باز را باحضار بلبل ومراعات او ازتشویش

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور