صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »بیان الارشاد
  3. »بخش 25 - در بیان قوتهای معنی

بخش 25 - در بیان قوتهای معنی

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

کند تقریر اهل این معانی

بجز این قوّت و این زندگانی

22

دگرگون قوّت و دیگر حیاتی

که دارد هر وجودی زان ثباتی

33

حیات قوتی از روی معنی

مدد باشد ورا از روی معنی

44

گر آن قوت دمی پژمرده گردد

حیات آن وجود افسرده گردد

55

درین عالم که خواهد گشت فانی

سه قوت آمد اصل زندگانی

66

بدان قوت قوام هر گروهی

بود پاینده زان قوت شکوهی

77

یکی نفسانی ای جان تا که دانی

دوم روحانی اصل زندگانی

88

سیم ربانی آن کو شد حقیقت

بدان زنده شوند اهل طریقت

99

حیات بیشتر اهل زمانه

بدنیا باشد ای یار یگانه

1010

بجان و دل شوند جویندهٔ او

تو پنداری که هستند بندهٔ او

1111

هر آن یک را که شد دنیا ز دستش

تو گوئی پا و سر درهم شکستش

1212

بود از معنی و صورت چو مرده

تمامت خون او گردد فسرده

1313

بود این قوّت نفسانی ای جان

که میدارد ترا پیوسته حیران

1414

حیات و قوت بعضی ز اصحاب

بود ازذکر و طاعت نیک دریاب

1515

اگر یک ورد از ایشان فوت گردد

همان صورت برایشان موت گردد

1616

ز خوف دوزخ و ترس جهنم

جگر پرتاب دارد دیده پرنم

1717

همیشه با غم و اندوه باشد

یکایک خالی از اندوه باشد

1818

نعیم خویش را جوینده دایم

درین اندیشه می‌باشند نایم

1919

شود ظاهر ازیشان در مقامات

سخنها در فراسات و کرامات

2020

اگرچه از دل و جان بنده باشند

ببوی عیش عقل زنده باشند

2121

بود روحانی این قوت در ایشان

نباشند هرگز از چیزی پریشان

2222

حیات و قوت اهل طریقت

که آگاهند یک سر از حقیقت

2323

بود دایم همیشه از محبت

نه دوزخ یادشان آید نه جنت

2424

ز امید بهشت و خوف آتش

شوند یکباره از اندیشه‌ها خوش

2525

بترک جمله نسبتها بگویند

کرامات وفراست را بجویند

2626

نخواهند از کسی ملکی و مالی

ندارند انتظار کشف حالی

2727

زیارت آنکه ایشان گوش دارند

مراد خویش در آغوش دارند

2828

ببوی وصل جانان زنده باشند

محبت را بجان جوینده باشند

2929

بود ربانی این قوت یکی دان

تو آن قوت حیاتی را متین خوان

3030

بدان قوّت هر آنکو زندگی یافت

فنا یکباره از وی روی برتافت

3131

ببازی برنیاید این چنین کار

ریاضتها کشیدن باید ای یار

3232

بسی تکلیفها بر وی نهادن

عنان خود بدست پیر دادن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خداوند جهان دانای اکبر

برافزایندهٔ این شمع خاور

عطار»بیان الارشاد»بخش 24 - در توحید و در بیان آنکه باب توبه نبندد که موجب ختم ولایت نباشد

اگلی نظم

مربّی باید ای جان اندر این راه

که او باشد ز سر کار آگاه

عطار»بیان الارشاد»بخش 26 - در بیان مواظبت بریاضت و چهار اربعین و کیفیت آن

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور