صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »بیان الارشاد
  3. »بخش 23 - در تحقیق و بیان ارواح خاص الخاص

بخش 23 - در تحقیق و بیان ارواح خاص الخاص

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

در آن شب خواجهٔ ما شد بمعراج

نهاد او بر سرش از بندگی تاج

22

درون پرده دید ارواح جمعی

شده ازنور تابان همچو شمعی

33

جمال معنیش منظور ایشان

شده از نیستی در خاک راهش

44

همه گشته ز جمعیت چو یک جان

بفقر و مسکنت درگشته اخوان

55

همه از روی معنی گشته یک رنگ

همه فارغ شده از نام و از ننگ

66

همه حیران وقت لی مع الله

درون پردهٔ اسرارشان راه

77

همه در عشق صاحب درد گشته

محبت را بجان در خورد گشته

88

همه محبوب درگاه الهی

همه مقصود صنع پادشاهی

99

همه اندر کشیده میل ما زاغ

محبت برکشیده جمله را داغ

1010

همه در نیستی فقر مسکین

شده آزاد از تلوین و تمکین

1111

بداده جمله را پوشیده ز آغاز

بخلوتخانه اسرار خود باز

1212

شده فانی ز خود باقی بمحبوب

همه هم طالب و هم گشته مطلوب

1313

ز غیرت یافته هر یک نصیبی

بقرب اندر شده هر یک قریبی

1414

ز دل تابع شده او را هم ازجان

نه معجز خواسته هرگز نه برهان

1515

ندا آمد ز درگاه الهی

که ای مقصود صنع پادشاهی

1616

همین جمعند خاص صحبت تو

عطاها یافته از حرمت تو

1717

همه از نور خود موجود گشته

از آن نورند خود مسعود گشته

1818

بصورت جمله مسکینندو درویش

بمعنی جمله بی پیوند و بی خویش

1919

خوش آمد خواجه را زان جمع پرنور

شده اندر محبت مست و مخمور

2020

بفقر و مسکنت چون دیدشان جمع

همه گشته بمعنی چون یکی شمع

2121

چو دید آن عهد و آن میثاق ایشان

بصورت نیز شد مشتاق ایشان

2222

در آن مجمع نمود از ذوق شوقی

که شد در جان هر یک همچو طوقی

2323

بکرد از لطف خود سردار اکرم

با خوانیت ایشان رامکرم

2424

تشرف یافتند ایشان بدین نام

از آن نسبت برآمد جمله را کام

2525

شراب فقر بی ایشان نخورد او

بایشان و همه کس بخش کرد او

2626

بمسکینی چو ایشان را لقب دید

همه افعالشان عین ادب دید

2727

بحاجت صحبت ایشان زحق خواست

که تا گردد تمامت کارشان راست

2828

بصورت چونکه باز آمد ز معراج

بجودش هر دو عالم گشته محتاج

2929

ز ذوق صحبت ارواح ایشان

نمیشد نزد نزدیکان و خویشان

3030

ندا آمد که ای شهباز حضرت

بگوش سرشنیده راز حضرت

3131

وجود تو ز بهر خاص و عام است

ز جودت کار جمله با نظام است

3232

بصورت اهل صورت را نگهدار

که ما تا خود ترا آریم در کار

3333

بمعنی یار غار اهل دل باش

بهمت پاسدار اهل دل باش

3434

چو خواهی صحبت ارواح ایشان

که گردی مستفیض ز اشباح ایشان

3535

همان صحبت حوالت با نماز است

در آن حالت که ما را با تو راز است

3636

چو معراج نماز آغاز کردی

در آن ساعت هزاران ناز کردی

3737

ز جان چون راز حضرت می‌شنیدی

همه ارواح ایشان جمع دیدی

3838

شدی چشم دلش روشن بدان جمع

که بودندی ز نورش گشته چون شمع

3939

بدی معلومش از نور نبوت

که هستند جملگی اهل فتوت

4040

ز جاهش جمله صاحب جاه گشته

تمامت خاص آن درگاه گشته

4141

پناه امت بیچاره باشند

تمامت را بجان غمخواره باشند

4242

شود از جاه ایشان فتنه‌ها دفع

بیابد امتان از جودشان جمع

4343

چو معراج نماز او ضرورت

بدی عالیتر از معراج صورت

4444

ز حد و حصر بیرون بد معارج

ندانی تو که تا چون بد معارج

4545

تو جز معراج ظاهر را ندانی

بباطن چون رسی بیچاره مانی

4646

شبانروزی بدش هفتاد معراج

بهر معراج قومی گشته محتاج

4747

بهر معراج قومی را زحق خواست

تمامت کار امت زو شده راست

4848

تو قدر امت احمد ندانی

که پوشیدند از تو این معانی

4949

چه دانی قدر این امت که چونست

که آن از حد وهم تو برون است

5050

بجهد خویش میکن روز و شب شکر

ترا برهاند ای جان از تعب شکر

5151

تو آن شکرانه کردن کی توانی

مگر در عجز خود را باز دانی

5252

بدین شکرانه جان را در میان نه

بدین نعمت بود جان در میان نه

5353

که تو زین امتی پاک و گزیده

همی از بهر رحمت آفریده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو در بند خودی افتاد بنده

شود گوش مرادش نشنونده

عطار»بیان الارشاد»بخش 22 - در بیان نیستی و «موتواقبل ان تموتوا»

اگلی نظم

خداوند جهان دانای اکبر

برافزایندهٔ این شمع خاور

عطار»بیان الارشاد»بخش 24 - در توحید و در بیان آنکه باب توبه نبندد که موجب ختم ولایت نباشد

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور