صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »اسرارنامه
  3. »بخش دوازدهم
  4. »بخش 7 - الحکایه و التمثیل

بخش 7 - الحکایه و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شنودم من که غولی روستایی

به شهر آمد بدست بی‌نوا‌یی

2

ندیده بود اندر ده مناره

تعجب کرد و آمد در نظاره

3

یکی را گفت این نیکو درختی‌ست

همانا دست‌کشت نیک‌بختی‌ست

4

بگو تیمار‌دار‌! کار این کیست‌؟

کجا شد برگ این و بار این چیست‌؟

5

جواب او چنین گفتند در حال

که این بارآورد طنگی به‌هر سال

6

کسی را دردسر گر هست و سخت است

همه داروش طنگ این درخت است

7

بسی بگریست مرد از بی نوایی

که مُرد از دردسر این روستایی

8

بدو گفتند بر شو طنک کن باز

که تا بی دردسر گردی سرافراز

9

سلیم القلب بر روی مناره

روان شد عالمی در وی نظاره

10

چو نیمی بر شد آن بی پا و بی دست

فرو افتاد و گردن خُرد بشکست

11

به نادانی چنین پاکیزه استاد

ز بهر درد سر سرداد بر باد

12

ز بس کان بی سر و بن درد سر برد

سر دردش نبود از دردسر مرد

13

از آن سر داد بر باد آشکاره

که مسجد برد برتر از مناره

14

الا ای چون الف افتاده بر هیچ

برونت چون مناره اندرون هیچ

15

میان بستی چو موری لنگ در راه

که بر مویی روان گردی سوی ماه

16

ترا در راه چندان تفت و بادست

که پیل از وی به گردن برفتادست

17

چنین بادیت در راه و تو چون مور

به مویی می‌شوی بر مه زهی کور

18

چه اگر اعمی بسی از خود بلافد

به شب در چاه مویی چون شکافد‌؟

19

چه جویی چون نیابی خویش را باز

چه بنشینی بجوی از خویشتن راز

20

همه بر تو تو بر هیچی زهی کار

بگو چون است بر هیچ این همه بار

21

توی و تو نه آن طرفه معجون

نه هیچی تو نه از هیچی تو بیرون

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مگر می‌کرد درویشی نگاهی

درین دریای پر دُر الهی

عطار»اسرارنامه»بخش دوازدهم»بخش 6 - الحکایه و التمثیل

اگلی نظم

چنین گفته‌ست آن پیر پر اسرار

که نه گم می‌شوی تو نه پدیدار

عطار»اسرارنامه»بخش دوازدهم»بخش 8 - الحکایه و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور