صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »اسرارنامه
  3. »بخش بیست و دوم
  4. »بخش 5 - الحکایه و التمثیل

بخش 5 - الحکایه و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

به وقت نزع پیری زار بگریست

بدو گفتند پیرا گریه از چیست ؟

22

چنین گفت او که اندر قرب صد سال

دری می‌کوفتم من در همه حال

33

کنون خواهد گشاد آن در به یک بار

از آن می‌گریم از حسرت چنین زار

44

که آگه نیستم کاین در به عادت

شقاوت می‌گشاید یا سعادت

55

فرو می‌افتم از چرخ برین من

کجا آیم ندانم بر زمین من

66

مثالم کعبتین شش سو آید

که تا خود بر کدامین پهلو آید

77

در آن ساعت که جان از تن رها شد

دو عالم آن زمان از هم جدا شد

88

ازین سو تن به بی‌هوشی فرو رفت

وزان سو جان به خاموشی فرو رفت

99

که داند؟ کاین دو را کز هم جدا شد

کجا بود و کجا آمد کجا شد؟

1010

جوامردا ازین نبود زیانت

که گویی خواب خوش باد ای جوانت

1111

اگر بیتی خوشت آید ز جایی

من بیچاره را گویی دعایی

1212

مرا کاری برآید روزگاری

ترا بزیان نیاید هیچ کاری

1313

دعایی زود رو چون گشت نزدیک

مرا نوری بود درخاک تاریک

1414

مرا راحت ترا باشد ثوابی

خلاصم باشد ار باشد عقابی

1515

تو خوش بنشسته در دنیای فانی

که من در خاک چون باشم نهانی

1616

زهی ناخوش رهی در پیش ما را

زهی بی شفقتی بر خویش ما را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بپرسیدم ز پیری سال فرسود

در آن ساعت که وقت رفتنش بود

عطار»اسرارنامه»بخش بیست و دوم»بخش 4 - الحکایه و التمثیل

اگلی نظم

نکو گفته‌ست آن درویش حالی

که می‌خواهم سه چیز از حق تعالی

عطار»اسرارنامه»بخش بیست و دوم»بخش 6 - الحکایه و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور