صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »اسرارنامه
  3. »بخش نوزدهم
  4. »بخش 10 - الحکایه و التمثیل

بخش 10 - الحکایه و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

به راهی بود چاهی بس خجسته

رسن را در دو سر در دلو بسته

22

چو از بالا تهی دلوی درآمد

ز شیب او یکی پر بر سرآمد

33

مگر می‌شد یکی سرگشته روباه

در آن چاه اوفتاد از راه ناگاه

44

چو دید آن دلو شد در دلو تن زد

به دستان دست محکم در رسن زد

55

یکی گرگ کهن شد با سر چاه

درون چاه دید افتاده روباه

66

به روبه گفت اگر مشتاق مایی

فرو آیم بگو یا تو برآیی

77

اگر از چه برون آیی ترا به

درین صحرا چو من گرگ آشنا به

88

جوابش داد آن روباهِ دل‌تنگ

که من لنگم تو به کآیی برِ لنگ

99

نشست آن گرگ در دلو روان زود

روان شد دلو چون تیر از کمان زود

1010

همی چندان که می‌شد دلو در چاه

به بالا می برآمد نیز روباه

1111

میان راه چون درهم رسیدند

به ره هم روی یک دیگر بدیدند

1212

زبان بگشاد آن گرگ ستم‌کار

که ای روبه مرا تنها بمگذار

1313

جوابش داد آن روباه قلاش

که تو می‌رو من اینک آمدم باش

1414

امان کی یافت آن گرگ دغل‌باز

که با روبه کند گرگ آشتی ساز

1515

چنان آن دلو او را زود می‌برد

که گفتی باد صرصر دود می‌برد

1616

همی تا گرگ را در چه خبر بود

نگه می‌کرد روبه بر زبر بود

1717

چه درمان بود آن گرگ کهن را؟

که درمان نیست درد این سخن را

1818

چو در چاه اوفتاد آن گرگ بدخوی

رهایی یافت روباه سخن‌گوی

1919

تنت چاهیست جان در وی فتاده

ز گرگ نفس از سر پی فتاده

2020

بگو تا جان به حبل‌الله زند دست

تواند بوک زین چاه بلا رست

2121

سگی‌ست این نفس در گلخن بمانده

ز بهر استخوان در تن بمانده

2222

اگر با استخوان کیبویی تو

مباش ایمن سگی در پهلویی تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شنودم من که موشی تیز دیده

ز چنگ گربگان خون ریز دیده

عطار»اسرارنامه»بخش نوزدهم»بخش 9 - الحکایه و التمثیل

اگلی نظم

مگر آن گربه در بریانی آویخت

ربود از سفره بریانی و بگریخت

عطار»اسرارنامه»بخش نوزدهم»بخش 11 - الحکایه و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور