صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »سی فصل
  3. »بخش 11

بخش 11

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

محمد چون ز پیش خلق برخاست

امامت خلق عالم را ازو راست

22

ز بعد مصطفی حیدر امام است

ترا ایمان و دین از وی تمام است

33

امام است مرتضی و آل یاسین

طریق راه ایشانست در دین

44

علی اندر جهان مقصود راهست

سراسر رهروان را او پناهست

55

دلیل راه حق دان مرتضی را

براه او شناسا شو خدا را

66

چراغ مهر او در دل برافروز

طریق دین حق از وی بیاموز

77

امامان ره دین را یکی دان

که این باشد طریق اهل ایمان

88

بظاهر گرده و دو هادیانند

ز بعد مصطفی صاحب زمانند

99

ولی فرمود احمد اصل ایجاد

فدای جان او جانهای ما باد

1010

که ما را اول و آخر محمد

محمد دان وسط از حکم سرمد

1111

بظاهر چارده معصوم مائیم

همه یک نور از نور خدائیم

1212

ز اول هم ز اوسط تا بآخر

یکی باشیم ما اندر مظاهر

1313

امامان ره دین را یکیدان

که این باشد طریق اهل ایمان

1414

بحق در سلسله میرو در این راه

که تا گردی ز اصل کار آگاه

1515

یکی میدان ز روی ذات انوار

بظاهر گرچه می‌بینی تو بسیار

1616

ظهوری دارد اندر هر زمانی

مقامی دارد اندر هر مکانی

1717

گهی طفل و گهی پیرو جوانست

گهی درویش و گه شاه جهانست

1818

گهی در مصر و گاهی در عراقست

بدو خود مؤمنان را اشتیاقست

1919

زمین و آسمان را او ستونست

تو در ظاهر نمیدانی که چونست

2020

بباطن دانمش اندر همه جا

نباشد منزلی او را و مأوا

2121

بدین معنی همیشه در جهان است

گهی پیدا و گاهی در نهان است

2222

ازین رو گفته‌اند مظهر عجایب

که ظاهر سازد آثار غرایب

2323

به دنیا نایب او رهبرانند

محبان علی جمله برآنند

2424

شناسا شو بدو تا راه یابی

بمعنی مظهر الله یابی

2525

اگر بشناسی او را ای برادر

چه می‌پرسی ز ترسا و ز کافر

2626

بگویم نام آن سلطان سرمد

که پا بنهاد بر دوش محمد

2727

امیرالمؤمنین شاه معظم

امیرالمؤمنین اسرار آدم

2828

امیرالمؤمنین ورد زبانم

امیرالمؤمنین روح وروانم

2929

طفیل اوست از مه تا بماهی

بجو او را بهر جائی که خواهی

3030

خدا را در جهان مقصود او بود

همیشه عابد و معبود او بود

3131

اگر دانی به غیر او امامی

نیابی در مسلمانی تو نامی

3232

یکی دان نور حیدر را و احمد

بود هم اول و آخر محمد

3333

سخن کوتاه کن عطار میدان

مگو با ناکسان اسرار پنهان

3434

معاد خلق دان او را به عالم

سخن کوتاه کن والله اعلم

3535

دگر پرسی که ناجی کیست در راه

درین ره کیست از اسرار آگاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کسی از زهد و تقوی شد مسلم

که پشت پا زد او بر هر دو عالم

عطار»سی فصل»بخش 10

اگلی نظم

تو ناجی را نمی‌دانی ز هالک

نمی‌دانی درین ره کیست مالک

عطار»سی فصل»بخش 12

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور