Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by آرش خیرآبادی
This page shows only audio recordings by آرش خیرآبادی.
Poems
غزل شمارهٔ 155از فراق شمس دین افتادهام در تنگنا
غزل شمارهٔ 157ای هوسهای دلم باری بیا رویی نما
غزل شمارهٔ 158امتزاج روحها در وقت صلح و جنگها
غزل شمارهٔ 159ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
غزل شمارهٔ 160مفروشید کمان و زره و تیغ ، زنان را
غزل شمارهٔ 162تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
غزل شمارهٔ 163بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را
Go forth, my comrades, draw along our beloved, at last bring to me the fugitive idol;
غزل شمارهٔ 164چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا
غزل شمارهٔ 165اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا
غزل شمارهٔ 166چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
A garden—may its roses bloom till resurrection-day; an idol—may the two worlds be scattered over its beauty!
غزل شمارهٔ 171چون نمایی آن رخ گلرنگ را
When you display that rosy cheek, you set the stones aspinning for joy.
غزل شمارهٔ 189آمد بهارِ جانها ای شاخِ تَر به رقص آ
غزل شمارهٔ 192بشکن سبو و کوزه، ای میرآب جانها!
غزل شمارهٔ 193جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
غزل شمارهٔ 211باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
Again the violet bent double has arrived beside the lily, again the ruby-clad rose is tearing her gown to shreds;
غزل شمارهٔ 215من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
غزل شمارهٔ 302در هوایت بیقرارم روز و شب
غزل شمارهٔ 305آواز داد اختر بس روشنست امشب
غزل شمارهٔ 312به جان تو که مرو از میان کار مخسب
غزل شمارهٔ 321آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شدهست
Since midnight sickness has manifested itself in that Master; till daybreak he has been beating his head uncontrollably against our wall.
غزل شمارهٔ 322آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت
I have come so that, tugging your ear, I may draw you to me, unheart and unself you, plant you in my heart and soul.
غزل شمارهٔ 323آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
غزل شمارهٔ 324درآ تا خرقهٔ قالب دراندازم همین ساعت
غزل شمارهٔ 329بیایید بیایید که گلزار دمیدهست
Come, come, for the rosebower has blossomed; come, come, for the beloved has arrived.
غزل شمارهٔ 330بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
غزل شمارهٔ 332این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست
This house wherein continually rings the sound of the bellstaff—ask of the master what house this house is.
غزل شمارهٔ 333اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست
غزل شمارهٔ 336بده یک جام ای پیر خرابات
غزل شمارهٔ 337ببستی چشم یعنی وقت خواب است
غزل شمارهٔ 338سماع از بهر جانِ بیقرارست
غزل شمارهٔ 339سماع آرام جان زندگانست
غزل شمارهٔ 340دگربار این دلم آتش گرفتهست
غزل شمارهٔ 342مرا چون تا قیامت یار اینست
غزل شمارهٔ 343ز همراهان جدایی مصلحت نیست
غزل شمارهٔ 354ز میخانه دگربار این چه بویست
غزل شمارهٔ 355در این خانه کژی ای دل گهی راست
غزل شمارهٔ 356تو را در دلبری دستی تمامست
غزل شمارهٔ 364تا نقش خیال دوست با ماست
So long as the form of the Beloved’s image is with us, for us the whole of life is a joyful parade.
غزل شمارهٔ 367دل آمد و دی به گوش جان گفت
غزل شمارهٔ 376امروز جنون نو رسیدهست
Today a new madness has arrived, it has dragged the chains of a thousand hearts;
غزل شمارهٔ 1824سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من
غزل شمارهٔ 2039رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
Go, lay your head on the pillow, let me alone; leave me ruined and night-faring and afflicted as I am.

