غزل شمارهٔ 193
Toggle stanza 1جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
11
جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را
22
بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله
تا گل سجود آرد سیمای روی ما را
33
مخمور و مست گردان امروز چشم ما را
رشک بهشت گردان امروز کوی ما را
44
ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را
از ما رسد سعادت یار و عدوی ما را
55
شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم
فحل و فراخ کردی زین می گلوی ما را
66
ای آب زندگانی ما را ربود سیلت
اکنون حلال بادت بشکن سبوی ما را
77
گر خوی ما ندانی از لطف باده واجو
همخوی خویش کردهست آن باده خوی ما را
88
گر بحر می بریزی ما سیر و پر نگردیم
زیرا نگون نهادی در سر کدوی ما را
99
مهمان دیگر آمد دیگی دگر به کف کن
کاین دیگ بس نیاید یک کاسهشوی ما را
1010
نک جوق جوق مستان در میرسند بستان
مخمور چون نیاید؟ چون یافت بوی ما را
1111
ترک هنر بگوید دفتر همه بشوید
گر بشنود عطارد این طرقوی ما را
1212
سیلی خورند چون دف در عشق فخرجویان
زخمه به چنگ آور میزن سه توی ما را
1313
بس کن که تلخ گردد دنیا بر اهل دنیا
گر بشنوند ناگه این گفت و گوی ما را

