Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by آرش خیرآبادی
This page shows only audio recordings by آرش خیرآبادی.
Poems
غزل شمارهٔ 53عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
غزل شمارهٔ 54از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
غزل شمارهٔ 55شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها
غزل شمارهٔ 56عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را
غزل شمارهٔ 57مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
غزل شمارهٔ 58رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
The king has come, the king has come; adorn the palace-hall; cut your forearms in honour of the fair one of Canaan.
غزل شمارهٔ 59تو از خواری همی نالی نمیبینی عنایتها
غزل شمارهٔ 60ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
غزل شمارهٔ 62بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
غزل شمارهٔ 64تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
Have you ever seen any lover who was satiated with this passion? Have you ever seen any fish that had become satiated with this sea?
غزل شمارهٔ 65ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحرا
غزل شمارهٔ 66تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را
غزل شمارهٔ 67از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا
غزل شمارهٔ 68چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را
غزل شمارهٔ 69چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
How would it be, if my fair love should take my hand tomorrow, hang his head through the window like the lovely-featured moon?
غزل شمارهٔ 70برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
غزل شمارهٔ 71اگر نه عشق شمس الدین بُدی در روز و شب ما را
غزل شمارهٔ 72به خانهخانه میآرد چو بیذق شاهِ جان ما را
غزل شمارهٔ 73آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
غزل شمارهٔ 74گر زان که نهای طالب جوینده شوی با ما
غزل شمارهٔ 75ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را ؟
غزل شمارهٔ 76آخر بشنید آن مه آه سحر ما را
غزل شمارهٔ 77آب حیوان باید مر روح فزایی را
غزل شمارهٔ 78ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
غزل شمارهٔ 79ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
غزل شمارهٔ 80امروز گزافی ده آن باده نابی را
Today give in full measure that pure wine; strike in utter confusion this hasty wheel of heaven.
غزل شمارهٔ 81ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
غزل شمارهٔ 82معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
غزل شمارهٔ 83ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا
غزل شمارهٔ 84چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
Like the rose I am laughing with all my body, not only with my mouth, because I am without myself, alone with the king of the world.
غزل شمارهٔ 85از بهر خدا بنگر در رویِ چو زر جانا
غزل شمارهٔ 86ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
غزل شمارهٔ 87جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را
غزل شمارهٔ 88شاد آمدی ای مهرو ای شادیِ جان شاد آ
غزل شمارهٔ 89یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
غزل شمارهٔ 90ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
غزل شمارهٔ 91در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
غزل شمارهٔ 92زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
غزل شمارهٔ 93میندیش میندیش که اندیشه گریها
غزل شمارهٔ 94زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شمارهٔ 95زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شمارهٔ 96لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
غزل شمارهٔ 97رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
غزل شمارهٔ 98ای از نظرت مست شده اسم و مسمّا
غزل شمارهٔ 99دلارام نهان گشته ز غوغا
غزل شمارهٔ 100بیا ای جان نو داده جهان را
Come, you who have given new life to the world, put out of action cunning reason.

