شمارهٔ 34
Poet: Sanai
Toggle stanza 1آمد آن حور و دست من بربست
11
آمد آن حور و دست من بربست
زده استادوار نیش به دست
22
زنخ او به دست بگرفتم
چون رگ دست من ز نیش بخست
33
گفت هشیار باش و آهسته
دست هر جا مزن چون مردم مست
44
گفتمش گر به دست بگرفتم
زنخ سادهٔ تو عذرم هست
55
زان که هنگام رگ زدن شرطست
گوی سیمین گرفتن اندر دست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
یکی از بخت کامران بینی
دیگری تنگ عیش و کوتهدست
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 15
دست بر پشت مار مالیدن
به تلطف نه کار هشیارست
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 25
پنجه با شیر زدن و مشت با شمشیر، کار خردمندان نیست.
جنگ و زورآوری مکن با مست
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 44
در هوای تو جان و تن بارست
جان فدا کرد عاشق و وارست
IraqiʿUshshaq-namehفصل پنجمبخش 3 - غزل
کشته را رشک کشته دگرست
من و زخمی که بر دل از جگرست
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 69
Sources
Persian text source: Ganjoor

