شمارهٔ 35
Poet: Sanai
Toggle stanza 1آمد آن رگ زن مسیح پرست
آمد آن رگ زن مسیح پرست
تیغ الماس گون گرفته به دست
کرسی افگند و بر نشست بر او
بازوی خواجهٔ عمید ببست
نیش درماند و گفت: «عز علی»
این چنین دست را نیابد خست
سر فرو برد و بوسهای دادش
خون ببارید از دو دیده به طشت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سخن زید نشنوی بر عمرو
تا ندانی نخست باطن امر
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 19
همه دانند لشکر و میران
که جوانی نیاید از پیران
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 21
پیرمردی حکایت کند که دختری خواسته بود و حجره به گل آراسته و به خلوت با او نشسته و دیده و دل در او بسته و شبهای دراز نخفتی و بذلهها و لطیفهها گفتی باشد که مؤانست پذیرد و وحشت نگیرد.
از جمله میگفتم: بخت بلندت یار بود و چشم بختت بیدار که به صحبت پیری افتادی پخته پرورده جهاندیده آرمیده گرم و سرد چشیده نیک و بد آزموده که حق صحبت بداند و شرط مودت به جای آورد. مشفق و مهربان خوش طبع و شیرین زبان.
SaadiGolestanباب ششم در ضعف و پیریحکایت شمارهٔ 2
این صفتهای هفت گانه که رفت
دائماً ذات را بود هر هفت
Shaykh Mahmud ShabistariSaʿadat-namehفصل هفتمبخش 1 - الفصل السابع فی حقیقة صفاته تعالی علم الیقین
Sources
Persian text source: Ganjoor

