قصیدهٔ شمارهٔ 203 - این چند بین را فضل بن یحیی بن صاعد هروی به سنایی فرستاد و در آن درخواست دیدار کرد
Poet: Sanai
Toggle stanza 1هستی به حقیقت ای سنایی
هستی به حقیقت ای سنایی
در دیدهٔ عقل روشنایی
مقبول همه صدور گشتی
این کار تو نیست جز خدایی
آیم بر تو به طبع زیراک
دانم که به نزد من نیایی
لیکن چکنم چگونه آیم
چون نیست خبر که تو کجایی
معذورم اگر که میفرستم
نزدیک تو شعر ای سنایی
هر کس که برد به بصره خرما
بر جهل خود او دهد گوایی
چون آمدهای مرو ازیراک
ما را چو دو دیده می ببایی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
برجه که بهار زد صلایی
در باغ خرام چون صبایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2735
در عشق هر آنک شد فدایی
نبود ز زمین بود سمایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2762
عشق است دلاور و فدایی
تنهارو و فرد و یک قبایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2763
آن شمع چو شد طرب فزایی
پروانه دلان به رقص آیی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2765
ای بیتو محال جان فزایی
وی در دل و جان ما کجایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2766
ساقی انصاف خوش لقایی
از جا رفتم تو از کجایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2768
برخیز و بزن یکی نوایی
بر یاد وصال دلربایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2769
ای قلب و درست را روایی
پیش تو که زفت کیمیایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2771
در کوی تو لولیی، گدایی
آمد به امید مرحبایی
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 292
ای راه تو را دراز نایی
نه راه تو را سری نه پایی
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 841
Sources
Persian text source: Ganjoor

