غزل شمارهٔ 391

Toggle stanza 1
ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی
1

ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی

برخاسته از راه تو چونی و چرایی

2

با جزع تو و لعل تو بر درگه حسنت

عیسی به تعلم شده موسی به گدایی

3

پیش تو همی گردم در خون دو دیده

می‌بینی و می‌پرسی ای خواجه کجایی

4

گفتی که چه می‌سازی بی صبر دل و جان

جانا چه توان ساخت بدین رخت و کیایی

5

آنکس که به سودای تو از خود نشود دور

سستست به کار خود چون بت به خدایی

6

از جمع غلامان تو حقا که درین شهر

یک بنده ترا نیست به مانند سنایی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

هر بار که تو در دل شب در دلم آیی

خون دلم آید ز دو دیده به روایی

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1898

حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رسایی

مجبور ادب را چه وصال و چه جدایی

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2804

ماییم و دلی سرورق بی سر و پایی

چون آبله صحرایی و چون ناله هوایی

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2811

دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی

زرین کمری کج کلهی تنگ قبایی

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 976

دل تنگ مدار ای مَلَک از کار خدایی

آرام و طرب را مده از طبع جدایی

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 128

هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

جان را و جهان را شکفانی و فزایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2628

امروز سماع است و مدام است و سقایی

گردان شده بر جمع قدح‌های عطایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2635

زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2642

مشتاق توام با همه جوری و جفایی

محبوب منی با همه جرمی و خطایی

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 508

از دست کسی بستده هر روز عطایی

معذور بدارندش یک روز جفایی

SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 75

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 391 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood