غزل شمارهٔ 1682
Poet: Saib
Toggle stanza 1مگیر غفلت خود سهل اگر چه یک نظرست
مگیر غفلت خود سهل اگر چه یک نظرست
که تخم دوزخ عالم گداز یک شررست
میان خرمن گل غوطه چون تواند زد؟
هنوز بلبل ما در حجاب بال و پرست
به قرب ظاهری از وصل فیض نتوان برد
بیاض چشم صدف از ندیدن گهرست
شکفته باش که در حلقه رضاکیشان
جبین گشاده چو افتاد از بلا سپرست
نفس درازی بلبل دلیل بیدردی است
که در جگر شکند ناله ای که با اثرست
ز حرف سخت ندارند باک بی ثمران
که سنگ را سر پیوند نخل بارورست
مریز خار به راه من ای سیاه درون
که خون در آبله اهل درد نیشترست
فغان که رشته بی پا و سر نمی داند
که آب و رنگ و جودش ز پرتو گهرست
اگر چه عشق فتاده است لامکان پرواز
خیال صائب ما را بلندی دگرست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دل شکسته به قرب خدای راهبرست
که شیشه چون شکند در دکان شیشه گرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1678
ترا ز جان غم مال ای خسیس بیشترست
علاقه تو به دستار بیشتر ز سرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1679
به لب مباد رهش ناله ای که بی اثرست
گره شود به گلو گریه ای که بیجگرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1680
بهار عنبر شبها سفیده سحرست
خوشا کسی که ازین نوبهار بهره ورست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1681
Sources
Persian text source: Ganjoor

