غزل شمارهٔ 3690
Poet: Saib
Toggle stanza 1به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
دل از نظاره روی تو آب میگردد
میی که چشم تو زان کاسهکاسه مینوشد
به یک پیاله سر آفتاب میگردد
تو چون به جلوه درآیی، ز شرمساری سرو
ز طوق فاخته پا در رکاب میگردد
به غیر بوسه، که از سرگذشتگان دیگر
حریف آن لب حاضرجواب میگردد؟
برآورند به رویش در بهشت به گل
میان ما و تو هرکس حجاب میگردد
ز خط نشد دل سخت تو مهربان، ورنه
به چشم آینه زین دود آب میگردد
مشو ز صبح بناگوش نوخطان غافل
که هر دعا که کنی مستجاب میگردد
سپند غیرت من پای میکند قایم
در آتشی که سمندر کباب میگردد
مرا به آب رسد خانه شکیب و قرار
ز درد دیده هرکس پرآب میگردد
فریب نعمت الوان چرا خورم صائب؟
مرا که خون به جگر مشک ناب میگردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نگه ز روی تو تا کامیاب میگردد
تحیر آینهٔ آفتاب میگردد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 949
ز چهره تو نظرها پرآب میگردد
ز آتش تو جگرها کباب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3685
حجاب پرده چشم پرآب میگردد
وگرنه دلبر ما بینقاب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3686
خوشا سعادت آن دل که آب میگردد
که شبنم آینه آفتاب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3687
گل عذار تو بیآب و تاب میگردد
سواد زلف تو موج سراب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3688
به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
دل از نظاره روی تو آب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3689
Sources
Persian text source: Ganjoor

