غزل شمارهٔ 3685
Poet: Saib
Toggle stanza 1ز چهره تو نظرها پرآب میگردد
ز چهره تو نظرها پرآب میگردد
ز آتش تو جگرها کباب میگردد
اگر به لب ز سر شیشه پنبه برداری
ز یک پیاله دو عالم خراب میگردد
ز دیده تو شود خیره، چشم گستاخی
که بر ورق ورق آفتاب میگردد
حدیث تیغ تو هرجا که در میان آید
دهان زخم شهیدان پرآب میگردد
فسردهای که در اینجا به داغ عشق نسوخت
در آفتاب قیامت کباب میگردد
به روزگار خط انداز کامجویی را
که این دعا دل شب مستجاب میگردد
هلال غبغب جانان لطافتی دارد
که از اشاره انگشت آب میگردد!
مدار چشم اقامت ز برگ عیش جهان
که گل ز گرمروییها گلاب میگردد
ز حسن عاقبت جستجو مشو نومید
که خون سوختگان مشک ناب میگردد
به نور عقل توان جمع ساختن خود را
کتان درست درین ماهتاب میگردد
حجاب عشق گرفته است چشم ما صائب
وگرنه دلبر ما بیحجاب میگردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نگه ز روی تو تا کامیاب میگردد
تحیر آینهٔ آفتاب میگردد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 949
حجاب پرده چشم پرآب میگردد
وگرنه دلبر ما بینقاب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3686
خوشا سعادت آن دل که آب میگردد
که شبنم آینه آفتاب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3687
گل عذار تو بیآب و تاب میگردد
سواد زلف تو موج سراب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3688
به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
دل از نظاره روی تو آب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3689
به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
دل از نظاره روی تو آب میگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3690
Sources
Persian text source: Ganjoor

