غزل شمارهٔ 1616
Poet: Saib
Toggle stanza 1بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت
11
بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت
خم دلی پر گله از سرکشی مینا داشت
22
این زمان بر سر هر فاخته ای می لرزد
آن که چون سرو دو صد عاشق پا بر جا داشت
33
لب ساغر به مذاقم نمکین می آید
چشم شور که خم اندر خم این مینا داشت؟
44
بی جراحت کسی از مرحله عشق نرفت
تیغ الماس به کف سبزه این صحرا داشت
55
رنگ ناسور ز آیینه داغم نزدود
پنبه هر چند درین کار ید بیضا داشت
66
صائب آن عهد کجا رفت که از سوختگان
داغ او گوشه چشمی به من شیدا داشت؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

