غزل شمارهٔ 1615
Toggle stanza 1هیچ کس غیر تو در پرده بینایی نیست
11
هیچ کس غیر تو در پرده بینایی نیست
حسن مستور ترا جز تو تماشایی نیست
22
مشرق و مغربش از رخنه دل باشد و بس
همچو مه پرتو رخسار تو هر جایی نیست
33
بیقراران تو منزل نشناسند که چیست
ریگ را ماندگی از بادیه پیمایی نیست
44
بر سر دولت تنهایی خود می لرزد
اضطراب دل خورشید ز تنهایی نیست
55
طوطی من سبق از سینه خود می گیرد
پشت آیینه مرا مانع گویایی نیست
66
ناخدا لنگر بیتابی خلق است، ارنه
کشتیی نیست درین بحر که دریایی نیست
77
دل بود مانع بینایی عارف صائب
چشم پوشیدن ما مانع بینایی نیست
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

