Toggle stanza 1
از زر و سیم جهان پاس نظر باید داشت
1

از زر و سیم جهان پاس نظر باید داشت

دل به چیزی مگذارید که برباید داشت

2

یوسف مصر شنیدی که ز اخوان چه کشید

چه توقع ز عزیزان دگر باید داشت

3

تا نسوزد دلت از داغ عزیزان چمن

در بهاران سر خود در ته پا باید داشت

4

دو سه روزی که درین سبز چمن مهمانی

همچو نرگس به ته پای نظر باید داشت

5

می شود خوار، کند هر که عزیزان را خوار

عزت مردم پاکیزه گهر باید داشت

6

روی دل نیست سزاوار به این مشت جماد

پشت چون سکه خوش نقش به زر باید داشت

7

تا مگر دولت ناخوانده درآید از در

چشم چون حلقه شب و روز به در باید داشت

8

چون مگس چند طلبکار جراحت باشی؟

دیده از عیب خلایق به هنر باید داشت

9

همت پیر خرابات بلند افتاده است

چون سبو دست طلب در ته سر باید داشت

10

ذکر بی خاطر آگاه نفس سوختن است

پاس تسبیح ز صد راهگذار باید داشت

11

تا شود خرده جان تو یکی صد صائب

چشم بر سوختگان همچو شرر باید داشت

Sources

Persian text source: Ganjoor