غزل شمارهٔ 230

Toggle stanza 1
باد نوروز چو دنباله جان ما داشت
1

باد نوروز چو دنباله جان ما داشت

دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت

2

از کجا گشت پدید، این همه خوبان، یارب

آسمان، این چه بلا بود که بهر ما داشت؟

3

عشق بنشست به جان، خانه دل کرد خراب

که من سوخته را بر سر این سودا داشت؟

4

خلق گویند که گر جانت به کار است، مبین

چه کنم چون نتوانم دل خود بر جا داشت

5

نرود باغ، کزان دیده که دیدت خسرو

نتواند به گل و لاله نازیبا داشت

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor