غزل شمارهٔ 230
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1باد نوروز چو دنباله جان ما داشت
11
باد نوروز چو دنباله جان ما داشت
دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت
22
از کجا گشت پدید، این همه خوبان، یارب
آسمان، این چه بلا بود که بهر ما داشت؟
33
عشق بنشست به جان، خانه دل کرد خراب
که من سوخته را بر سر این سودا داشت؟
44
خلق گویند که گر جانت به کار است، مبین
چه کنم چون نتوانم دل خود بر جا داشت
55
نرود باغ، کزان دیده که دیدت خسرو
نتواند به گل و لاله نازیبا داشت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

