غزل شمارهٔ 2966

Toggle stanza 1
به هر محفل بهشتی روی من منزل کجا گیرد؟
1

به هر محفل بهشتی روی من منزل کجا گیرد؟

که از رضوان بهشت جاودان را رو نما گیرد

2

زشرم جلوه مستانه او سرو پا در گل

زطوق قمریان چون دود از روزن هوا گیرد

3

سر خورشید را چون صبح بیند در کنار خود

زروی صدق اگر دامان شب دست دعا گیرد

4

مده تن در گرفتن گر دل آزاده می خواهی

که در ششدر فتد جسمی که نقش بوریا گیرد

5

ندارد چشم احسان از خسیسان همت قانع

محال است استخوان را از دهان سگ هما گیرد

6

نهال دستگیری، دستگیری بار می آرد

نماند بر زمین هر کس که کوری را عصا گیرد

7

تمنای ترحم دارم از شمع جهانسوزی

که از خاکستر پروانه رخسارش جلا گیرد

8

زهر بیدل نیاید غوطه در دریای خون خوردن

که دارد زهره تا دامان آن گلگون قبا گیرد؟

9

چو خورشید درخشان در زوال خویش می کوشد

بلند اقبال چون از زیردستان سایه وا گیرد

10

نیندازد زنخوت سایه بر روی زمین صائب

نهال سرکش او در دل هر کس که جا گیرد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…