غزل شمارهٔ 5013
Poet: Saib
Toggle stanza 1مدار چشم مروت ز خضر و احسانش
مدار چشم مروت ز خضر و احسانش
که سر به مهر حباب است آب حیوانش
به آب میبرد و تشنه باز میآرد
هزار تشنهجگر را چه زنخدانش
بنای عمر مسیح و خضر به آب رسید
هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش
ز گرد خوان فلک دست حرص کوته دار
که سنگریزه منت سرشته بانانش
گشادهروی بود در حریم دیده مور
دلی که وسعت مشرب بود بیابانش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش
به هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 280
خوش است درد که باشد امید درمانش
دراز نیست بیابان که هست پایانش
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 329
خشکسالی در اسکندریّه عنانِ طاقتِ درویش از دست رفته بود، درهایِ آسمان بر زمین بسته و فریادِ اهلِ زمین به آسمان پیوسته.
نماند جانور از وحش و طَیْر و ماهی و مور
SaadiGolestanباب سوم در فضیلت قناعتحکایتِ شمارهٔ 12
صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش
شراب و نقل فرو ریخته به مستانش
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 142
کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش
به دیده آب نگردد ز مهر تابانش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5012
دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
شفای خستهدلان است شیره جانش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5014
چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
که گرد سرمه نریزد ز طرف دامانش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5015
که راست تاب شکرخندههای پنهانش ؟
که شور حشر بود گرده نمکدانش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5016
Sources
Persian text source: Ganjoor

