غزل شمارهٔ 5016

Toggle stanza 1
که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟
1

که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟

که شور حشر بود گرده نمکدانش

2

ز خون صید حرم کعبه داغ لاله شده است

هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش

3

ازین صید جهان به جهان دگر رساند مرا

خوشا سری که دود پیش پیش چوگانش

4

به حلقه سر زلف تو چشم بد مرساد!

که آفتاب بود روزن شبستانش

5

به پاکدامنی از قید عشق نتوان رست

که چشم بر رخ یوسف گشوده زندانش

6

چه عارض است که در آفتاب زرد خزان

بهار می‌چکد از خط همچو ریحانش

7

به داغ العطشم سوخته است سنگدلی

که نیست ریگ روان تشنه در بیابانش

8

ز جبهه عرق شرم می‌توان دانست

که سر به مهر حباب است آب حیوانش

9

کدام نامه صائب نگشت طی چون صبح

که آفتاب نگردید مهر عنوانش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش

به هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 280

خوش است درد که باشد امید درمانش

دراز نیست بیابان که هست پایانش

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 329

خشکسالی در اسکندریّه عنانِ طاقتِ درویش از دست رفته بود، درهایِ آسمان بر زمین بسته و فریادِ اهلِ زمین به آسمان پیوسته.

نماند جانور از وحش و طَیْر و ماهی و مور

SaadiGolestanباب سوم در فضیلت قناعتحکایتِ شمارهٔ 12

صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش

شراب و نقل فرو ریخته به مستانش

IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 142

کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش

به دیده آب نگردد ز مهر تابانش

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5012

مدار چشم مروت ز خضر و احسانش

که سر به مهر حباب است آب حیوانش

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5013

دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش

شفای خسته‌دلان است شیره جانش

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5014

چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش

که گرد سرمه نریزد ز طرف دامانش

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5015

Sources

Persian text source: Ganjoor