غزل شمارهٔ 4752

Toggle stanza 1
کام دل ازان چهره افروخته برگیر
1

کام دل ازان چهره افروخته برگیر

درهرنگهی دیده خودرا به گهر گیر

2

دیوانه ما سلسله بسیار گسسته است

زنهارزدل در خم آن زلف خبرگیر

3

از آتش گل سینه من گرم نگردید

ای بلبل بیدرد مرادرته پرگیر

4

از جبهه واکرده طلب حاجت خودرا

چون غنچه نشکفته سرراه سحر گیر

5

مگذاردرین سبزچمن شبنم خودرا

این آینه رازود ازین دامن ترگیر

6

جز خواب گران نیست درین قافله باری

تا باز نمانی دل ازین قافله برگیر

7

مگذارکه پژمرده شود غنچه دل را

هرچشم زدن ساغری از خون جگرگیر

8

ای سرو اگر آسودگیت می دهد آزار

از برگ بشو دست ،گریبان ثمرگیر

9

این آن غزل خواجه نظیری است که فرمود

ای مطرب جان سوخت دلم ،راه دگرگیر

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor