غزل شمارهٔ 3924
Poet: Saib
Toggle stanza 1چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
که باده در رگ تاک است ومست ومدهوشند
حدیث بیش وکم ومهرذره بدمستی است
ز یک پیاله دو عالم شراب می نوشند
ز ما سلام به دارالسلام دار رسان
که در زمانه ما خلق پنبه در گوشند
حدیث اهل زمین قابل شنیدن نیست
به ذوق حرف که این نه صدف همه گوشند
به شمع موم قناعت کنند از خورشید
جماعتی که چو محراب تنگ آغوشند
خموش باش که چندین هزار شمع اینجا
مکیده اند لب خامشی و مدهوشند
حضور گلشن فردوس آن کسان دارند
که در به روی خوداز کاینات می پوشند
ز رفتن دگران خوشدلی ازین غافل
که موجها همه با یکدگر در آغوشند
چه ساده اندحریفان بی بصر صائب
به آفتاب قیامت نقاب می پوشند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جماعتیکه نظرباز آن بر و دوشند
به جنبش مژه عرض هزارآغوشند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1398
مبصّران حقیقت که سر به سر هوشند
به رنگ چشمهٔ آیینه فارغ از جوشند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1399
قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
ز شاه باج ستانند و خرقه می پوشند
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 53
Sources
Persian text source: Ganjoor

