غزل شمارهٔ 1399
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1مبصّران حقیقت که سر به سر هوشند
مبصّران حقیقت که سر به سر هوشند
به رنگ چشمهٔ آیینه فارغ از جوشند
نیاند چون صدف از شور این محیط آگاه
ز مغز خشک کسانی که پنبه در گوشند
علاج حیرت ما کن که رنگباختگان
شکست خاطر آیینه خانهٔ هوشند
زبان بیخودی رنگ کیست دریابد
شکستگان همه تن نالههای خاموشند
مرا معاینه شد ز اختلاط قمری و سرو
که خاکساری و آزادگی همآغوشند
ملایمت نشود جمع با درشتی طبع
که عکس و آینه با یکدگر نمیجوشند
به صبح عیش مباش ایمن از سیهروزی
مدام سایه و مهتاب دوش بر دوشند
ز شوخچشمی خویشند غافلان محجوب
برهنه است دو عالم اگر نظر پوشند
تو هر شکست که خواهی حوالهٔ ما کن
حباب و موج سراپا خمیدن دوشند
کجا رسیم به یاد خرام او بیدل
که عاجزان همه چون نقش پا فراموشند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
که باده در رگ تاک است ومست ومدهوشند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3924
قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
ز شاه باج ستانند و خرقه می پوشند
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 53
جماعتیکه نظرباز آن بر و دوشند
به جنبش مژه عرض هزارآغوشند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1398
Sources
Persian text source: Ganjoor

