غزل شمارهٔ 1455
Poet: Saib
Toggle stanza 1خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست
خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست
چشم عیار ترا پرده گلیم دگرست
نیست از آب گهر بر جگر تشنه لبان
از لب لعل تو داغی که مرا بر جگرست
ناامیدی است به پیغام لباسی خرسند
ور نه از یوسف ما باد صبا بیخبرست
دولتی را که بود بال هما باعث آن
پیش ارباب بصیرت به جناح سفرست
چه خیال است ز ما خاطر خاری شکند؟
پای پر آبله سوختگان دیده ورست
زنگ افسوس بود قسمتش از نقش و نگار
هر که چون آینه و آب، پریشان نظرست
دیده حسرت غواص نفس باخته ای است
هر حبابی که درین قلزم خون جلوه گرست
طالع شبنم بی شرم بلند افتاده است
ورنه از دامن گل دامن ما پاکترست
در شکرزار قناعت نبود تلخی عیش
دیده مور درین بادیه تنگ شکرست
شکوه از سنگ ندارد گهر ما صائب
هر شکستی که به گوهر رسد از هم گهرست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش، تَر اَسْت
آدَمیدُزْد، زِ زَرْدُزْد، کُنون، بیشتَر است
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 409
مژده در مژده فتح است و ظفر در ظفرست
هر طرف مژده رساننده فتحی دگرست
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 7 - این قصیده در وقت عزیمت مکه در احمدآباد گجرات در ایام فتح قلعه جونه در مدح نواب محمد عزیز اعظم خان کوکه وارد گردیده است
از شکر چاشنی ناله نی بیشترست
اینقدر حسن گلوسوز کجا با شکرست؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1454
در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست
دیده آبله را هر مژه از نیشترست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1456
لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست
برگریزان دل و باغ و بهار نظرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1457
سنگ در دیده ارباب بصیرت گهرست
خاک در پله میزان قناعت شکرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1458
راز من نقل مجالس ز صفای گهرست
همچو آیینه مرا هر چه بود در نظرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1459
Sources
Persian text source: Ganjoor

