غزل شمارهٔ 1457
Poet: Saib
Toggle stanza 1لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست
لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست
برگریزان دل و باغ و بهار نظرست
نیست آوارگی اهل طلب را انجام
تا زمین هست بجا، ریگ روان در سفرست
می کند تیغ سیه تاب مرا جوهردار
خارخاری که ز عشق تو مرا در جگرست
حال روشن گهران را همه کس می داند
هر چه در خانه آیینه بود، در نظرست
دل پر خون تهی از زخم زبان می گردد
راحت آبله در زیر سر نیشترست
رهزنی کز تو کند صلح به اسباب غرور
اگر از راه بصیرت نگری، راهبرست
نیست ممکن که به همت دل خود باز کند
تا دل غنچه هواخواه نسیم سحرست
تا به کی سال و مه عمر ز هم پرسیدن؟
حاصل عمر به تحقیق سزاوارترست
ریزشی می کند از راه کرم ابر بهار
ورنه چون سرو، مرادست طلب بر کمرست
شکوه رزق بود بر من قانع تهمت
هست اگر بر دل این مور غباری، شکرست
سخنی کز جگر سنگ برون آرد آه
بی تکلف، سخن صائب خونین جگرست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش، تَر اَسْت
آدَمیدُزْد، زِ زَرْدُزْد، کُنون، بیشتَر است
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 409
مژده در مژده فتح است و ظفر در ظفرست
هر طرف مژده رساننده فتحی دگرست
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 7 - این قصیده در وقت عزیمت مکه در احمدآباد گجرات در ایام فتح قلعه جونه در مدح نواب محمد عزیز اعظم خان کوکه وارد گردیده است
از شکر چاشنی ناله نی بیشترست
اینقدر حسن گلوسوز کجا با شکرست؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1454
خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست
چشم عیار ترا پرده گلیم دگرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1455
در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست
دیده آبله را هر مژه از نیشترست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1456
سنگ در دیده ارباب بصیرت گهرست
خاک در پله میزان قناعت شکرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1458
راز من نقل مجالس ز صفای گهرست
همچو آیینه مرا هر چه بود در نظرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1459
Sources
Persian text source: Ganjoor

