غزل شمارهٔ 1457

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست
1

لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست

برگریزان دل و باغ و بهار نظرست

2

نیست آوارگی اهل طلب را انجام

تا زمین هست بجا، ریگ روان در سفرست

3

می کند تیغ سیه تاب مرا جوهردار

خارخاری که ز عشق تو مرا در جگرست

4

حال روشن گهران را همه کس می داند

هر چه در خانه آیینه بود، در نظرست

5

دل پر خون تهی از زخم زبان می گردد

راحت آبله در زیر سر نیشترست

6

رهزنی کز تو کند صلح به اسباب غرور

اگر از راه بصیرت نگری، راهبرست

7

نیست ممکن که به همت دل خود باز کند

تا دل غنچه هواخواه نسیم سحرست

8

تا به کی سال و مه عمر ز هم پرسیدن؟

حاصل عمر به تحقیق سزاوارترست

9

ریزشی می کند از راه کرم ابر بهار

ورنه چون سرو، مرادست طلب بر کمرست

10

شکوه رزق بود بر من قانع تهمت

هست اگر بر دل این مور غباری، شکرست

11

سخنی کز جگر سنگ برون آرد آه

بی تکلف، سخن صائب خونین جگرست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش‌، تَر اَسْت

آدَمی‌دُزْد، زِ زَرْدُزْد، کُنون، بیش‌تَر است

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 409

مژده در مژده فتح است و ظفر در ظفرست

هر طرف مژده رساننده فتحی دگرست

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 7 - این قصیده در وقت عزیمت مکه در احمدآباد گجرات در ایام فتح قلعه جونه در مدح نواب محمد عزیز اعظم خان کوکه وارد گردیده است

از شکر چاشنی ناله نی بیشترست

اینقدر حسن گلوسوز کجا با شکرست؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1454

خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست

چشم عیار ترا پرده گلیم دگرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1455

در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست

دیده آبله را هر مژه از نیشترست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1456

سنگ در دیده ارباب بصیرت گهرست

خاک در پله میزان قناعت شکرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1458

راز من نقل مجالس ز صفای گهرست

همچو آیینه مرا هر چه بود در نظرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1459

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور